خر برفت، برداشتی آزاد از داستان مثنوی دفتر دوم

عارفی شب هنگام با خرش به خانقاهی رسید. عارفان گرسنه مستقر در خانقاه، خر را می‌دزدند و میکشند و می‌خورند و شروع می‌کنند به رقصیدن و خواندن شعر خر برفت و خر برفت. عارف هم با آنها هم صدا شده و می‌رقصد. صبح به دنبال خر به طویله می‌رود از سردار پرس و جو می‌شود. جواب می‌دهد که او را ربودند و خوردند. آمدم به شما اطلاع دهم دیدم شما هم با آنها هم آواز شدید. عارف ناراحت گفت لعنت به این تقلید.
خلاصه داستان در پیج اینستاگرام:
m_f_esnaashary

دکان ریا، برداشتی آزاد از شعر پروین اعتصامی

دم روباهی درون تله ای کنده می‌شود. مرغی ساده لوح از کنار او رد می‌شود. روباه از او دعوت می‌کند داخل قفس شود و دم کنده شده را بخرد. رفتن قفس همان و دریده شدن همان.
خلاصه داستان در پیج اینستاگرام:
m_f_esnaashary

خالکوبی پهلوان، برداشتی آزاد از داستان مثنوی دفتر اول

پهلوانی به حمام رفته و از دلاک می‌خواهد عکس شیری را بر روی بازویش خالکوبی کند. وقتی دلاک شروع می‌کند هربار از او می‌خواهد از خالکوبی یک قسمت صرفنظر کند. دلاک سوزن را بر زمین می اندازد و می‌گوید شیر بی یال و دم، چنینی شیری را خداوند نیافرید.
خلاصه داستان در پیج اینستاگرام:
m_f_esnaashary

شیر و خرگوش، برداشتی آزاد از داستان، مثنوی دفتر اول

شیر ظالمی هر روز حیوانات جنگل را شکار میکرد. آنها با شیر توافق می‌کنند تا خودشان هر روز یک حیوان را نزد او ببرند تا نوبت به خرگوش می‌رسد. او با ترفندی شیر را بر سر چاه می‌برد. شیر با دیدن عکس خود و خرگوش در چاه، به خیال یک شیر دیگر، به درون چاه می جهد و هلاک می‌شود.
خلاصه اشعار در پیج اینستاگرام:
m_f_esnaashary